هویت
توپِ جداافتاده، استعارهی فردیت
در «هویت»، توپها گرد آمدهاند، اما توپ راکبی در کناری تنهاست. این چیدمان، با دقتی وسواسگونه در بافت و نور، پرسشی هستیشناختی را مطرح میکند: آیا هویت در جمع شکل میگیرد یا در جدایی؟ هایپررئالیسم، با تأکید بر تفاوتهای سطح و رنگ، هر توپ را به سوژهای مستقل بدل میکند. این اثر، دعوتی است به تأمل در باب تعلق، طرد، و تنهاییِ انتخابشده.
